درباره ابوالحسن صبا و انواع سبک ها بیشتر بدانید

درباره ابوالحسن صبا و انواع سبک ها بیشتر بدانید

سازهای ایرانی قدیم و جایگاه سه تار

تقسیمات ای که عبدالقادر مراغی در تقسیم بندی سازها انجام داده است نسبت به دیگر آثار مورد استناد بیشتری قرار می‌گیرد و امروزه نیز در سازشناسی این نوع تقسیم بندی به قوت خود باقی است.

عبدالقادر مراغی سازها یا چنان که می گوید :"  آلات الحان " را به سه دسته اصلی تقسیم می کنند :

۱- ذوات الاوتار

۲- ذوات النفخ

۳- کاسات ، طاسات و الواح 

این هنرمند بزرگ این تقسیم‌بندی را به دو گروه فرعی  تقسیم می نماید:

۱- مقیدات : یا دارای پرده که با گذاشتن انگشت روی آنها نواخته میشود.

۲- مطلقات : بدون پرده یا آزاد تقسیم می کند.

البته بعضی از این سازها را که با کمانه (آرشه) باید نواخته شود را مجرورات مینامند .

به عنوان مثال:  آموزش کمانچه جزوآلات ذوات الاوتار مقیدات یعنی ساز های رشته های دارای پرده می باشد در صورتی که قانون و چنگ در ردیف آلات ذوات الاوتار مطلقات که پرده ندارند و یا بدون گذاشتن انگشت و یا به قول او" گرفت "و نواخته می‌شود به شمار رفته است.

کاسات، تاسیسات و الواح را در زمره آلات مطلقات قرار داده است  و با توجه به اینکه جنس آن ها اغلب از فلز یا فولاد می باشد نمونه‌ای ذکر می‌کند شامل ۱۸ کاسه و هر کدام دارای مقداری آب که از آنها می‌توانند خدمات ۱۸ گانه اکتاو ۱۷ قسمتی صفی الدین ارموی را استخراج کرد.

مطالعه کنید آیا یادگیری و نواختن سه تار سخت است؟

اثر دیگری که می توان برای پژوهش در ساز شناسی ایران از آن نامبرده استفاده کرد چند سالته حسن کاشانی است و آنچه بدان امتیاز می بخشد گذشته از قدمت قرن هشتم هجری ، تصویر ساز ها و شرح کامل فنی یا هنری مربوط به آن سازها می باشد.

 دراین کتاب و یا به عبارت کامل‌تر رساله گرانقدر ، سازه ها به دو گروه اصلی 

 ۱- کامله

 ۲- ناقصه

 و در این تقسیم بندی کارایی یا رواج سازها مورد توجه ایشان بوده است زیرا او بود غشک (غژک یاغچک)، رباب و مزمار(نی) را جزء سازات کامله ذکر می کند.

چنگ ، نزهه که نوعی سنتور می باشد و قانون و مغنی چگونه دیگر از نوع سنتور می باشد را در شمار ساز آتنا غصه می آورد و این به این بدین معناست که سازه های دسته دوم  آنهایی هستند ، که کمتر نقش آفرین بوده اند یا در آن روزگار کمتر رواج داشتند. 

در همین راستا ها می توان از آثار دیگر هنرمندان ایرانی مانند( الموسیقی الکبیر )فارابی ، ( جوامع علم الموسیقی شفا ) نوشته ابن سینا ،(الکافی فی موسیقی ) نوشته ابن زیله اصفهانی  استفاده کرد اما قسمت ساز شناسی این آثار  بیشتر جنبه کلی دارد نه مبین ساختار سازها و ویژگی هنر آنها، البته در این میان کتاب فارابی درباره بعضی از سازها مانند: عود و تنبور و مزامیر که نوعی نی می باشد توضیح قابل توجهی داده است اما به علت گذشت سال ها یا قرن ها از تالیف آن کتاب طبعاً بیشتر می توان از لحاظ تاریخ شناسی مورد استفاده قرار گیرد.

موسیقی شناس مشهور انگلیسی ،  فارمر در تحقیقات خود در جلد دوم کتاب موسیقی عرب که به ساز ها و موسیقی نظامی اختصاص دارد، مطالعاتی در مورد سازهای شرقی که در دو بخش می باشد و جمله ساز ها در طاق بستان ، گام اول از نظر ابن سینا ، ارغنون در روزگاران گذشته ، ساز ها از نظر عبدالقادر بن غیبیی و ساز های ایرانی در سده نهم هجری از جمله بحث های جالب توجه محسوب می شود.

فارمر از سازه‌های مذکور در جامع الالحان بر اساس نسخه کتابخانه نور عثمانیه تفسیری ارائه داده است که بسیار ارزشمند می باشد.

مطالعه کنید اصطلاحات موسیقی

 به طور مثال می گوید ترب الفتح نوعی بوده است یا شش تار را سازی بین خود و تنبور معرفی می نماید و همچنین به نظر او روح افزایی کاسه صوتی گردی به شکل نارنج یا پرتقال داشته است. اوزان را سازی می‌داند که دارای سه سیم که با مضراب چوبی باید نواخته شود و نای تنبور در دو نوع را با دو سیم می شناسند.

 همچنین چنگ را به دو گونه یونانی و اروپایی تقسیم کرده است و گونه نخستین آن را عربها جنگ نامیده اند و نوعی چند که جعبه صوتی اش در بالا بوده است را ون نامیده است که در پهلوی بدان VON می گفتند. اگری AGRY  در جامعه الحان  از نظر فارمر در مجموعه چنگ باید به شمار آید با این ویژگی که روی جعبه صوتی اش را به جای چوب از پوست نازک و شاید پوست آهو پوشانده باشند.

سبک های ساز سه تار

سبک های سه تار و صاحبان این سبک ها:

افرادی که سبک جدیدی را به وجود آورده اند، کمی از اصول فن اجرای سنتی سه تار دور شده اند  و مانند صبا یا فروتن، ذوق موسیقی ، علم ، آرایه ها  و مضراب یا ناخن آن مشابه فن اجرای موسیقی قدیم نبوده است.

 این اساتید جوانانی را آموزش دادند که بعضی از آنان صاحب ذوق فراوانی بوده و آثار گرانقدری بر جای گذاشته اند.نوازندگان نسل جدید ساز سه تار با توجه به  غنای خوب آن، دچار نوعی نرمی و سستی در صدا و بیشکلی در آرایه می‌باشد که در زمان های گذشته وجود نداشته بود، در مقابل این سبک، عبادی زخمی صمیمی و مردانه و تزئینی روشن را توصیه می کند.

سه تار چند طبیعتاً در اجراهای دسته جمعی کندان خوب جا نمی افتاد به همین خاطر ساز سه تار سنتی مقابله‌ای با موسیقی شاد پیدا نکرده است. یکی از درونی ترین و متمرکز ترین ساز ها، ساز سه تار است است که آن را بیشتر برای دل خود نوازنده می نوازد تا برای دیگران . و ضمناً سه تار اصالت خود را حتی در بین نوازندگان غیر حرفه ای نیز حفظ کرده است.

 میرزا عبدالله پسر علی اکبر و شاگرد آقا غلامحسین یکی از برجسته ترین  نوازندگان سه تار بود. ردیف تار را برای سه تار تنظیم کرد، و از توصیه یک نوازنده سه تار که در ردیف صاحب نظر بود که به او سید احمد میگفتند ، بهره برد.

 حسین خلیفه ،  دکتر مهدی صلحی، ابوالحسین صبا  و ابوالحسن صبا یکی از بهترین شاگردان او بوده اند . ابوالحسن صبا سه تار را بسیار گیرا و کاملاً سنتی می نواخت. عبادی با پدرش میرزا عبدالله بسیار کم کارکرد و سه تار را از خواهرش فرا گرفت.

او بعد ازسن ۴۰ سالگی چند صفحه پر کرد و در رادیو برنامه اجرا کرد. او سبک جدیدی ابداع کرد که بسیار بدی و خوشایند بود و مغایر شیوه ردیف که باعث شد با سلیقه شنوندگان سه تار تطبیق پیدا کند.

 سعید هرمزی شاگرد درویش بود که نوازندگی او  بی تجمل و میانه رو و در عین حال با تمرکز بالا بود. ارسلان درگاهی هم شاگرد درویش بوده که نوازنده بسیار خوبی بود که چند صفحه جالب برجا گذاشته است. یوسف فروتن شاگرد تار حسینقلی بوده و سه تار را به شیوه غیر قابل تقلید می‌نواخت.

ط

زندگی  ابوالحسن صبا:

 صبا از جمله هنرمندانی است که حتی زمانی که در قید حیات بود در جهت معرفی و شناساندنش کوشش های زیادی شده است. اغلب هنرمندانی که شایسته و معرفی بودند در زمان خود گمنام زندگی کردند و اکثریت جامعه از وجود آنان بی خبر بودند.

از جمله این هنرمندان  می توان از  سماعی ، اقبال آذر، دوامی و.... نام برد. تماس با ما چنین نبوده است. شهریار، خالقی و... و همچنین رادیو کتاب ها و بروشور نوار ها نیز همچنین خانه‌و که به موزه تبدیل گردیده همه یادآور یاد صبا می باشند.

 مهمترین محورهای زندگی هنری و حرفه ای صبا:

  • صبا شاگرد علینقی وزیری در مدرسه عالی موسیقی بوده و در آنجا با متدها و روش های علمی موسیقی آشنا گردید.
  • نوازندگی ویولن را به روش صحیح اروپایی آموخت.
  • سبک و روش نوینی برای نواختن ویولن را ابداع کرد.
  • نمونه هایی از موسیقی گیلان را جمع آوری کرد.
  • آهنگسازی و نوآوری هایی  در امر آهنگسازی.
  • به وسیله خط موسیقی گوشه هایی از ردیف موسیقی ایرانی را ثبت کرد.
  • در زمینه ساز های ویولن و سنتور کتاب های متعددی را منتشر کرد.
  • آموزش موسیقی به خصوص ساز ویولن.
  • رهبر ارکستر رادیو و نوازندگی در رادیو.
  • همچنین نواختن دیگر ساز ها همچون سنتور، تار ، سه تار ، نی ، ضرب ،  کمانچه ، فلوت ،  پیانو.

ابوالحسن صبا و دوستان

 جایگاه ساز سه تار در زندگی  ابوالحسن صبا:

 سه تار در زندگی ابوالحسن  صبا که سازی اول و اصلیش می باشد که آن را جز در شرایطی که حضور قلب دارد و خلوت و اندکی یارانه مدل در کنارش بودند به دست نمی گرفت .

 بله ، جایگاه سه تار در زندگی ابوالحسن صبا ، که در اندوه مخدوش شدن این ساز ، غمگین است. اندوهش در دانه‌دانه مضراب هایش نمایان می باشد، اندوهی که جز مبارزه و اعتقاد و عشق به فرهنگ و هنر به این سرزمین پیامی ندارد و بسا بالاتر از شادی های عادی است.

 ابوالحسن صبا سرنوشتی در ناکتر از حتی دیگر هنرمندان گمنام داشته است. است همه جا صحبت از او در میان بود اما نه از آنچه که او می خواست و یابد آن دلبسته بود. از نوازندگی ویولنش بسیار تعریف می کنند که گاه متاسفانه این تعاریف بیشتر در جهت تایید تعریف کنندگان است تا معرفی ارزش های موسیقی ویولن ابوالحسن صبا که کم هم نیستند. و غمگین از این بود که شاگرد سه تاری ندارد. 

در مقاله هایی که به یاد او نوشته شده است ، از سه تار نوازی او آن قدر گذرا  صحبت شده است ، که اثری از آن بر جای نمی گذارد. و متاسفانه در هیچ کجا نگاشته نشده است که شیوه سه تار نوازی او از اصیل ترین شیوه های سبک سه تار نوازی بوده است که با جان دل و با زحمت فراوان پاس داشت ، که این زحمت در اواخر عمر ایشان به گوشه گیری و انزوا ای خود خواسته انجامید. 

در مجموع اگر بخواهیم تاثیر سه تار را در زندگی شخصی و حرفه ای صبا مورد بررسی قرار دهیم ،  از چند زاویه می توان آن را مورد بررسی قرار داد ؛  در آغاز در مورد سالهای انزوا و گوشه گیری ابوالحسن صبا باید دانست که صبا کمتر دیده می شود.

در خانه خود به گوشه ای نشسته و جز معدودی از دوستان نزدیکش کسی را به دیدار نمی پذیرد. به نظر می رسد که صبا آگاهانه سعی بر این داشت که ویولن نوازی اش را همگان فراموش کنند. قصد او بر این بود که دوباره متولد شود . و این تولد تولدی بود که عده‌ای در پنهان کردنش سالها کوشیدند.

که البته در این سال‌ها شاگردانی بودند که برای گرم شدن بازار کار شان در رادیو مدعی بودند که صبا دیگر توانایی نوازندگی ندارد که البته و از این ادعا ها اندوهگین نبود. برای تسکین خاطر سه تار در دست می گرفت و به ییلاقی نزدیک تهران پناه می برد.

در این سال ها تصانیف قدیم و ردیف معتبر آوازی به روایت دوست هنرمندش عبدالله دوامی را جمع آوری کرد. و این کار را با موفقیت به پایان رساند . تاثیر ردیف آوازی عبدالله دوامی در سه تار صبا به وضوح با قالبی زیبا و هنرمندانه دیده می شود. 

از منظری دیگر در بررسی تاثیر ساز سه تار در زندگی ابوالحسن صبا می توان این گونه به مطلب پرداخت که  در آن زمان از این صبا صحبتی در جمع نبود. در وصف او تنها به این نکته کفایت می شود که ویولن و پیانو می زند ، بتهوون را می شناسد او را دوست دارد و همچنین موسیقی محلی را جمع آوری می کند،

آهنگسازی ، در ارکستر هنرهای زیبا ساز میزند  و البته استاد ساز شخص دیگری است و صد افسوس که آنچه جایگاه صبا را به آن نسبت میدهیم ،  جایگاهی بسیار نازل می باشد فکر می‌کنیم صبایی که برای هر مضراب سالها تمرین کرده و عمر خود را صرف آن کرده ،  نباید غمگین شود و صحبتی کند و او را محکوم به آن می دانیم تا به پاس حقی که استادش بر گردنش داشته ، حتی نگوییم که سه تار هم می نوازد.

 اگر دوستان و نزدیکان با عشق صبا نبودند شاید امروز نمونه هایی هرچند کوچک از سه تارش را برایمان به یادگار نمی گذاشتند. و امروز با این ساز ملی چه می کردیم و چه سرنوشتی را در پیش روی می داشتیم ؟

 هرچند که باید به این نکته توجه کرد که عدم ارائه شناخت صحیح به جامعه تا حدی آن پایان ناروا را متحقق کرده است. به طوری که امروزه ساز سه تار را تنها لایق اجرای پایین‌ترین سطح موسیقی دانسته و تنها برای این منظور به کار می بریم که البته نباید این چنین باشد.

ابوالحسن صبا در مقابل این معرفی غلط و سکوت نکرده و از این رو به پنهان کردن صبای مخالف وزیری خود به کاری جداگانه احتیاج داشت. در مقاله تاثیر وزیری در صبا نوشته خالقی به نظر می آید  که پس از مرگ صبا نوشته شده و بسیاری دیگر از نوشته های منتشر شده نیز ز از همین جمله می باشد و با بررسی زندگی و آثار صبا به روشنی می توان یافت که صبا عدم پایبندی به روش وزیری را داشته است.

زندگی نامه  ابوالحسن صبا :

 ابوالحسن صبا در سال ۱۲۸۱ شمسی به دنیا آمد او فرزند ابوالقاسم کمال السلطنه که طبیعی بود موسیقی شناس ، سه تار را نزد میرزا عبدالله آموخته بود.

 صدای ساز سه تار پدر ابوالحسن صبا و همچنین ضرب و آواز ندیمه عمه اش "  ربابه خانوم "  که خود از شاگردان سماع حضور (استاد تنبک) بود بنیان‌های محکمی را در ذهن صبا  برجای گذاشتند .  پدر صبا ساز سه تار را بعد از مرگ خواهرش در قفسه خانه پنهان کرد و دیگر ننواخت.

البته مادرش همیشه مراقب بود تا به سازش آسیبی وارد نشود . اما در غیبت مادرش، ابوالحسن که بیش از شش سال نداشت کلید قفسه را پیدا می کند و ساز سه تار را بیرون می‌آورد و در گوشه صندوق خانه برای خود خلوتی می سازد. اما از این بازی پنهانی والدین مطلع شده و ابوالحسن و ساز سه تار را از هم جدا می کند اما این تغییر جای سه تار هیچگاه کارساز نبود.

ابوالحسن بازی مورد علاقه اش را خیلی زود پیدا می کند اما در یکی از این بازی‌ها سیم زرد سه تار پاره میشود و رازو پیش پدر آشکار  می گردد ، و پدر وقتی که از میزان علاقه ابوالحسن نسبت به سه تار مطلع می‌شود با خوشرویی با او برخورد کرده و سیم تازه‌ای به سه تار انداخت و پس از کوک کردن گوشه ای را شروع به نواختن کرد.

پدر ابوالحسن گرفتن ساز را به کودک می آموزد و کودک به دقت به آن می نگرد این دقت آنقدر عمیق و دقیق بود که فردای آن روز ابوالحسن کودک در مقابل چشمان شگفت زده پدر ساز را به‌درستی کوک می کند.

این اتفاق پدر ابوالحسن را مجاب می‌کند که ابوالحسن را به محضر پیر سه تار یعنی میرزا عبدالله ببرد. صبا ۶ سال صبح های زود به خانه میرزا میرود و سه تار می آموزد. صبا از صدای ساز میرزا و مضرابهای روان و مسلسل گونه او ، به " زمزمه فرشتگان "  یاد می کرد.

میرزا که ۶۵ سال داشت عشق و دریافت هنرجوی ۶ ساله خود را در می یابد و در آموزش به او کمال دقت را انجام می دهد. این زمان شش ساله با فوت میرزا به پایان میرسد. و صبا بعد از میرزا پیش استاد ستار دیگری می رود.

صبا می گوید : اولین ساز من ساز سه تار بوده ، و زمانی که خط موسیقی متداول نبود  نزدیک به ۱۴ سال نزد سه تن از استادان موسیقی وی که از اساتید بزرگ ساز سه تار بودند شاگردی کردم و با جزئیات آن آشنا شدم. 

درویش خان استاد دیگر صبا بوده و ۸ سال زیر نظر این استاد شاگردی کرد و به دانش موسیقی خود افزود.حسین هنگ آفرین  سومین استاد ای بوده که صبا در نظر او شاگردی کرده  و صبا در نزد او بیش از ویولن و سه‌تار نواخته است. 

بدین ترتیب صبا پس از مدت بسیاری تحقیق در سه تار و شیو های نوازندگی آن توانست جانشین درستی برای میرزا عبدالله و درویش خان باشد. درویش‌خان شاگردان دیگری داشت اما بهره ای که صبا از درویش خان برد با دیگران  قابل قیاس نیست. نشان تبرزین طلایی درویش را صبا از آن خود می کند اما با دیگر دریافت کنندگان این نشان به خصوص در سه تار نوازی تفاوت فاحشی دارد.

 از آثار به جای مانده از شاگردان تار و سه تار درویش دو مشخصه را می‌توان نام برد:

 ابتدا ، وفاداری  به فرم اجرایی که درویش خان در ردیف نوازی خود استفاده می‌کرد ، یعنی اجرای پیش درآمد  سپس چهار مضراب در گوشه های مهم هر دستگاه و در نهایت اجرای رنگ هایی که خود تصنیف کرده بود (ردیف مجلسی).

 دوم ، خلاصه کردن ردیف به گونه‌ای که ردیفی به استناد این استاد به جای ماند. آثاری از سعید هرمزی ، مرتضی نی داوود ، یوسف فروتن  که به طور غیر مستقیم از درویش خان تاثیر پذیرفته بودند ، به خصوص در ویژگی اول ) و ارسلان درگاهی ، این دو مشخصه به وضوح قابل تشخیص است.

 بررسی ویژگی ها و خصوصیات سه تار نوازی صبا:

 سه تار نوازی  صبا ، فرم اجرایی از نسل قبل از درویش خان تبعیت بیشتری نسبت به درویش خان داشت . در آثار تکنوازی سه تار به جای مانده از او ، او تنها در یک مورد به اجرای پیش درآمد آواز افشاری برخورد می کنیم . در روایت ردیف ، ردیفهای آقا حسینقلی ، ردیف آوازی عبدالله دوامی ، ردیف میرزا عبدالله ، بیشترین تأثیر ملودیک را بر او گذاشته است.  به همین دلیل می‌توان گفت که درویش خان برستار صبا بیشترین تأثیر را  از روایت آقا حسینقلی در نوازندگی داشته  و از طرفی ، نحوه  صدادهی ساز(سونوریته) و تکمیل تکنیک های خاص سه تار نوازی از طرف دیگر است.

 درویش خان سالها نزد میرزا عبدالله تکنیک های سه تار را آموخت.  که این تکنیک ها شامل مضراب های خاص سه تار ، نکاتی در رابطه با پنجه ،  شیوه ناخن زدن می باشد.  این ویژگی های یاد شده اخیر از مهم‌ترین خصوصیاتی است که از طرف میرزا عبدالله در سه تار درویش خان به یادگار مانده است .

نگرشی بر تغییر و تحولات در نوازندگی سه تار صبا:

 سه تار صبا بعد از مقدماتی در راه پختگی که لازمه تمامی هنرهای ایران زمین است ، پا می گذارد. اگر ملاک سنجش ایجاد تغییر و تحول های غیر ضروری و بی هدف باشد ،  این است که ستاره صبا از این پس در شیوه‌ای که برمی‌گزیند ثابت می ماند .

این قضاوتی است که خالقی درمورد ویولن صبا می کند .  اما اگر معیار را فرهنگ و زیبایی شناسی هنر های ایران زمین بدانیم ، متوجه خواهیم شد که سه تار ای که صبا در اواخر زندگی خود می نواخته به مراتب زیباتر و بهتر از زمان جوانی او بوده است.

بدین ترتیب ثبات و توقف و رکود در کار این هنرمند ایرانی ، تا دورانی که از سرچشمه های هنر ایران سیراب می شود ، آشکار نخواهد کرد و تکرار زیبایی در دوران زندگی ، استهلاک زندگی نیست .

 ابوالحسن صبا در مقابل آنچه دیگران در رابطه با او او ذکر می کردند بیش از پیش سه تار را به خلوت خود برد . مقام ای که صبا برای آموزش ساز سه تار در زندگی اش ایجاد کرده بود ، ستودنی است .صبا ساز سه تار را فقط برای هم مشربان درویشم آبش و یا در شرایط مخصوص معنوی خود به صدا در می آورد .

هر چند که ساز ویولن در زندگی صبا سطح و درگیر مسائل روزمرگی و معاش است ،ساز سه تار در اعماق است و بری از بهره های مادی و غیرمادی. صبا احساسات عاشقانه ای در رابطه با سه تار داشت. صبا  سه تار را زمانی که غمی داشت و دلش میگرفت در آغوش می کشید و می نواخت و بی صدا اشک می ریخت.در حیاط خانه و در خلوت خود قالی پهن می‌کرد و به ساز سه تار پناه میبرد.

 میتوانی اینطور قضاوت کرد که: صبا کارمند ویولن بود و عاشق سه تار. قطعاً اگر فقط یک یا دو شاگرد پرتلاش و عاشق در ساز سه تار داشت ، مطالبی که برای ساز سه تار مدنظر داشت را زودتر منتشر می‌کرد.

اما متاسفانه کسی نبود. و معدود شاگردانی هم که در سه تار صبا از او سوالی می پرسیدند و بعدها مدعی بودند که شاگرد سه تار صبا بوده اند ، بیشتر به دنبال تفریح بودند تا یادگیری و تنها کسی که توانست مشق سه تار را نزد ابوالحسن صبا بیاموزد دوستش تقیه تفضلی بود که اولویت زندگی او موسیقی نبود و از این رو بعدها به خدمات دیگر مشغول شد و دور از ذهن نیست که همین مسئله باعث شده بود که از صبا او سه تار را بیاموزد. برای این که صبا هنرجویانی را که برای کسب معاش به واسطه سه تار خدمت می رسیدند را ، به خوبی تشخیص می داد و آنان را تشویق می کرد که ساز ویولن بنوازند .

 تقی تفضلی بعد از فوت صبا مقاله ای در همین مورد نوشت که حاوی نکات باارزشی سه تار نوازی استاد ابوالحسن صبا می باشد. گوی احساس می کرد که حقی ناگفته مانده و پایمال شده است . ست در تمامی این مقاله که "  سه تار صبا "  نام گرفت ،  تغییر تفضلی در عین ذکر ویژگی های نوازندگی سه تار صبا ، سبک رادیویی آن زمان را که احمد عبادی متصدی آن بود ، نقد می کند. البته این نقد به طور غیرمستقیم مطرح شده که همیشه با کلماتی نظیر : بعضی نوازندگان ، سایر نوازندگان ، برخلاف عده‌ای از نوازندگان  بیان می شود .

 نگاهی دیگر به سه تار صبا:

 سبک نوازندگی سه تار ابوالحسن صبا ، نه به هدف نفی دیگر سبک های نوازندگی این ساز است و نه سرگذشت گرایی . سه تار صبا را جستجو می کنیم ،  زیرا آیینه ای است از صداهایی با ذوق و هنر ایرانی ؛ هنریکه راستی و مهر را ستایش می کند .  سه تار صبا را می‌توان همانند غزل حافظ با آهنگ خوش و صمیمی اش و همچنین مسجد شیخ لطف الله و یا خط میرزا غلامرضا ، دانست .

 در بررسی سبک نوازندگی سه تار صبا این گونه ارزیابی می‌کنیم که : صدای ساز در سه تار صبا ؛

 ۱-  هیچ گاه به تنهایی صدای هر نغمه اجرا نشده و همیشه با یک صدای واخوان پشتیبانی می شود . از این منظر می توان نتیجه گرفت که سه تار در واقع تشکیل شده است سه " دو تار " :

 سیم حاد و زیر ( سفید و زرد ) ، سیم زیر و سیم زنگ ( زرد و مشتاق )  و سیم زنگ و بم .

 ۲- تنها با مضراب چپ و آن هم به صورت لحظه ای و ناگهانی ، استفاده باهم از صدای همه سیم ها ،  در ایجاد حمله ها ،  و تاکید ها و سر ضرب های ضربی هاست . و از طرفی دیگر صدای ساز در سبک صبا به صورتی اجرا می شود که انگار دوصدای بالا که نام بردیم ، یکی هستند.

صدای واخان در این سبک به صورت جدا از صدای سیم سایر به گوش نمی رسد ، بلکه واخوان ادامه و تن این سیم سایر است . پس از صبا این نکته مهم بیش از همه در سه تار نورعلی برومند مشاهده می شود . بیشترین تفاوت با صدای سه تار صبا ،  از این نقطه نظر  ، در صدای ساز احمد عبادی ، حسین علیزاده و جلال ذوالفنون قابل مشاهده است .

 ۳- در سبکس با ، سه صدا در هر مضراب به گوش می رسد. سیم سایر صدای اول را  ، سیم واخوان صدای دوم را ، و صدای ناخن را  صدای سوم که تا حدی شامل گوشت انگشت هم میشود. در نهایت این سه صدا ، سه خصوصیت مهم صدای ساز سه تار صبا را ایجاد می کند که عبارتند از : زنگ ، طنین و رنگ. مشخصه سه تار سوارا از منظر صدا ، تنوع در این سه عنصر و در نهایت تنوع در بیان موسیقی یا ای می باشد که باعث می شود سه تار صبا به نوعی سخن گفتن با تمامی تنوعاتش شبیه باشد.

 ابوالحسن صبا با تغییر در هر یک از این سه عنصر که از طریق چرخش انگشت سبابه  (نه با همراهی یا انگشت دیگر بلکه به تنهایی ) در حول محور مفاصل انجام گرفته و هیچ وقت به حذف یکی به نفع دو ویژگی دیگر نمی‌انجامد ، که به زیبا ترین حالات موسیقیایی دست یافته که نمیتوان در هیچ سه تار دیگری آن را یافت.

 در دیگر سبک های نوازندگی سه تار که از تمهیدات غیر موسیقی و موسیقی یایی  ، برای به دست آوردن حالت های مختلف صدا  استفاده می کنند ، همچنان ضعف آشکاری در این زمینه در رابطه با ساز صبا مشاهده می شود . ابوالحسن صبا در رابطه با تغییراتی که در صدای سه تار با  توجیهات مردم پسند اعمال شده بود می‌گوید:

 هر سازی برای خود  اصول و تکنیک به خصوصی دارد. شیوه های "  من در آوردی " و صداهای ناموزون را نمی‌توان به عنوان یک کار بدیع و هنری قالب کرد.

 اشخاصی که ادعا می کنند ابتکاری در سبک نوازندگی دارند باید ابتکار شان را در جهت پیشرفت و اجرای  راحت تر قطعات باشد ، نه آنکه صدایی که با موسیقی ملت ما ارتباطی ندارد از سازها در آورد.

 ۴- و سرانجام ، صدای ساز سه تار صبا شفاف ، فشرده و متمرکز ، برجسته و رسا ، بدون هیچ صدای زائد و مانند جوشش آب است از دل زمین.

 ۵- حرکت مضراب در سبک صبا کوتاه بوده اما پر انرژی است. انگار برای اجرای موسیقی ، تنها یک انرژی اولیه احتیاج است تا نخستین حرکت را به وجود آورد و پس از آن همه چیز با همان انرژی ادامه می یابد ، بدون آنکه از قوت مضراب کم شود.

 ۶- نحوه قرار گرفتن دست راست صبا بر روی صفحه همچنان که تغییر تفضلی و نیز خود ابوالحسن صبا می گویند ، به شیوه ای است که تمام انگشت ها در هنگام زدن مضراب بر روی صفحه ساز تکیه دارند. در این رابطه صبا می‌گوید:

 ناخن انگشت سبابه دست راست با سیم ها ، به شیوه ای که سایر انگشت ها و شست به صفحه روی کاسه تکیه دارند ، به حرکت در می آیند.

 در این سبک دست راست  به مانند مشت بر روی ساز قرار می گیرد. این شیوه به صورتی است که اگر چه از تمامی انگشت سبابه برای ایجاد حالات متفاوت مضراب استفاده می شود و نیز علی رغم آن که دیگر انگشتها بر صفحه ساز تکیه می کنند ، اما صدای ساز خفه نمی شود و نیز مضراب از نظر دامنه مورد نیاز با مشکلی مواجه نمی شود.

 صبا در مورد شیوه مضراب زدن و همچنین بی‌توجهی سه تار نوازان معاصر او به این امر می‌گوید:

 هر کسی که به سلیقه خود ناخن روی سیم های ساز حرکت می دهد و این عدم علاقه به حفظ ردیف ، سبب شده است که قواعد علمی و فنی آن به تدریج از بین رفته و فراموش شود.البته قطعاً روش‌های دیگر مضراب زدن برای ساز سه تار بوده و هست و باید باشد. اما اگر بخواهیم که اصالت این هنر را حفظ کنیم ، بدون شک  نمی‌توان صبا را نادیده گرفت. و زمانی که صبا را معیار و شاخصه قرار دهیم ، متوجه می شویم که از این طریق شیوه های مضراب زدن همچون روشی است که در آن از حرکت انگشت وسطا به همراهی انگشت سبابه استفاده می شود ، به صدای مضراب صبا نمی‌توان رسید.

 ۷- در قیاس با صدای سه تار در  در صفحات به جای مانده از قدیم ، صدای ساز صبا به صدای ساز پروانه بیشتر نزدیک است البته ناگفته نماند که ساز صبا از کیفیت منحصر به فردی برخوردار است.

 ۸- شیوه بیان ساز سه تار ابوالحسن صبا کاملاً جدی است. در هیچ کدام یک از نوازندگی های سه تار شیوه بازاری و مردم پسند ای دیده نمی شود. آرامش و متانت با خروش و شیدایی در هم تنیده از ویژگی‌های سه تار صبا بوده ، مبارزه و رضایتمندی همزمان با هم به گوش میرسد و صبوری  و اشتیاق در تعادل بوده و اصالت و طراوت همزمان در حرکت اند. بیشتر از دو نیک دو و نیم کتاب دامنه صدای سه تار بیشتر از دو و نیم اکتاو یا هنگام می باشد دامنه دامنه صدای سه تاربررسی در مورد جایگاه و استفاده سه تار در ردیف :

 استادان تار و سه تار ردیف را به صورت منظم و کامل در کلاسشان تدریس می کند اما کم کم استادانی چون ابوالحسن صبا که از بزرگان اساتید ردیف بود  ، آموزه های خود را نیز به سازهای دیگر منتقل کرد.به همین دلیل ردیفهای  برای ساز هایی چون سنتور ، کمانچه ، نی  ، ویولن به وجود آمد. البته ردیف میرزا عبدالله را در دانشکده هنرهای زیبا ، علی برومند به دانشجویان که سازهای مختلف می نواختند ، آموخت. به همین دلیل اکنون شاهد اجرای ردیف برای تار و سه‌تار بوده است را روی اکثر ساز ها  از جمله سنتور ، قانون  ، عود ، ویولن ، کمانچه و نی مشاهده می کنیم . و جواد معروفی فرزند استاد موسی معروفی نیز برای پیانو ردیفی به چاپ رساند.

 بررسی در مورد جایگاه سه تار و نوازندگان و سازندگان این ساز در موسیقی قدیم:

تا و تار و تاه و تای  با تفاوتی که در ظاهر دارند از لحاظ معنی به هم بسیار نزدیک بوده و در برهان قاطع تا  به معنی تار و تاه با تا به یک معنی می باشد . احتمالاً تا به معنی تار در فارسی دری همان tak  پهلوی و تار تغییر یافته tathra  روستایی می باشد.

اما به هر صورت  پسوند  suffix  در نام سازها دیده می شود. برای نمونه می توان به آثار عبدالقادر مراغی اشاره کرد که در نسخه‌ای از مقاصد الالحان و به خط او او به تاریخ ۸۲۱ هجری قمری : شش تای  ، یکتا ی عرب و در شرح ادوار در نسخه تاریخ ۸۴۵ هجری قمری: شش تای، یکتای ترنتای آمده است.

الظاهر این شیوه نام گذاری با توجه به آن چیزی که در توضیحات مربوط به ساز ها در آثار عبدالقادر مراغی دیده می شود ،متوجه ساختار سازی یا شماره رشته ها یا سیم های آن بوده است. به طور مثال مقاصد الالحان نشان می دهد که یکتای یعنی یک دسته موی اسب داشته که در یک گوش کودک یا پیچک می گذاشته اند و در نتیجه مثل یک و تر بوده است یا بر شش تای یعنی ۶ و تر می بستند.

اینگونه نامگذاری در زمان ما در دو تار و سه تار به خوبی باقی مانده است و سه تار هم با آنکه اکنون ۴ سیم دارد تا مدت ها دارای سه سیم بود که سیم چهارم آن را همانگونه که در ابتدای مقاله توضیح داده شده بود شخصی به نام مشتاق علیشاه بدان اضافه کرد.

  نامیدن ساز بر حسب شماره سیم ها در روزگاران پیشین، درباره باربد نظامی می گوید:

 ستای باربد دستانه میزد                                            به هوشیاری ره مستانه می زد

کاملا واضح است که نباید سه تایی ک نظامی گفته است به معنی ستاره کنونی در نظر گرفت ، زیرا  بدون در نظر گرفتن بعد زمان ، نظامی اساساً هدف سخن پردازی داشته است است نه پژوهش هنری یا علمی به همین دلیل است که بر بد را در جای دیگر نوازنده عود و بربط معرفی می کند.

فارمر اشاره دیگری به استناد سفرنامه اولیا چلبی از موسیقی شناسان اسما نیست به اینکه شیخ حیدر از بنیانگذاران سلسله صفوی سازی به نام ۴ تار ساخته بود. و در جای دیگر با تکرار همین مطلب نام آن ساز را چارتار یا چهار تار ذکر می کند.نکته بسیار مهم و حائز اهمیت در نوازندگی تار و سه تار نحوه کوک آن است که می‌تواند نمودار استعداد هنری نوازنده باشد.

 علی الخصوص در همراهی با خواننده کوک نقش بسیار مهم و حساسی داشته زیرا باید با ساختار صدای خواننده هماهنگی داشته باشد. به طور معمول در تار و سه تار دو نوع کوک به نام:

 -راست کوک

- چپ کوک

 اجرا می شود. که راست کوک بیشتر برای صدای مردان و چپ کوک برای صدای بانوان مناسب است اما هنرمندانی بوده‌اند که کوک های مخصوص به خود داشتند و در نتیجه به هنر خود تشخصی ویژه بخشیده بودند.ساز سه تار که در بسیاری از مینیاتورهای ایرانی از زمان گذشته دیده شده است ، در حقیقت تار ظریفی است که با صدای بسیار زیبا که ۲۴ پرده دارد. همانطور که از نام این ساز پیداست این ساز سه سیم داشته است اما با توجه به توضیحاتی که پیش از این در مورد چگونگی ایجاد سیم چهارم داده شده است سیم واخوان یا مشتاق و یا همان سیم چهارم به این ساز اضافه شد.

 سیم اول و سوم سه تار از فولاد که سفید رنگ میباشد ، و سیم دوم و چهارم که سرد می باشد از جنس برنج است. دامنه صدای سه تار بیشتر از دو و نیم اکتاو. یا هنگام می باشد. سیم اول ۳ do  ، سیم دوم ۲ sol ، سیم سوم مانند اول و چهارم  ۲ do یا و اکتاو بم سیم اول می باشد.

 کوک ساز سه تار همچون تار می باشد و بنابر شیوه سنتی با ناخن نواخته می شود اگرچه هم اکنون مضرابی حلقه مانند از فلز نازکی ساختند که انگشت در آن قرار می گیرد و کار مضراب را انجام می دهد.احمد و جواد عبادی فرزندان میرزا عبدالله از نوازندگان مشهور سه‌تار بودند  که احمد آخرین فرد یا یادگار خاندان هنر محسوب می شود همچنین درویش خان در نواختن سه تار بسیار مهارت داشت و شاگردانی چون مهدی صلحی (منتظم الحکما) ابوالحسن صبا و موسی معروفی را پرورش داد.

 یحیی یکی از مشهور ترین و ماهرترین سازندگان ساز تار و سه تار در زمان قدیم بوده است. یحیی ساکن اصفهان بوده و اطراف زاینده‌رود درخت های مناسب انتخاب می کرده و پس از آن که شاخه های آنها را  می زده و مدتی در زاینده رود می انداخت. و سپس به شهر اصفهان می برده مدتی در نانوایی نزدیک تنورهای سنتی قرار می داده و بعد چند تار و سه تار می ساخت ، و این سازها را به تهران نزد حسینقلی و میرزا عبدالله میبرده و تقاضا می کرد تا آنها در موردش نظر دهند و امتحان کنند و از لحاظ مزیت شماره گذاری نمایند.

 استاد مهدی کمالیان نیز از دیگر سازندگان مشهور سه تار در زمان قدیم بودند که هم چنین نوازنده بسیار قابل ای در این ساز بوده اند و همچنین استاد محمود هاشمی از دیگر سازندگان مشهور سه تار می باشد. هم اکنون تعدادی از  فیلم هایی که ساخته این دو استاد عزیز ز و گرانقدر به جای مانده است ست که در دست نوازندگان معاصر می باشد که همگی این ساز ها از نظر چوب و ساخت بسیار مرغوب بوده و صدایی بسیار زیبا و گیرا دارند. دقت و وسواس سازندگان سه تار بخصوص این دوستات در حدی بوده است  که یقین می توان گفت بیشتر ساز هایی را که ساخته اند حرفه‌ای و عالی میباشد به طوریکه تقریباً ساز غیرحرفه‌ای یا به اصطلاح ساز مشقی از خود باقی نگذاشته اند.

 گفتند که استاد هاشمی بعد از ساخت هر ساز ابتدا خود چند روزی را به نوازندگی به آن ساز اختصاص می‌داد و اگر ساز را در حد رضایت خود نمی دید آن ساز را شکسته و دوباره به ساخت یک ساز دیگر مشغول می‌شده است از این رو تعداد سازه های ساخته شده به دست ایشان کم است ولی مرغوب و حرفه ای.

 از دیگر نوازندگان مشهور سه تار در قدیم می توان:

 استاد صبا ، استاد احمد عبادی ، استاد سعید هرمزی ، استاد یوسف فروتن را نام برد.

 اساتید دیگری که نوازنده سه تار بودند و در این ساز توانایی بسیاری داشتند را می توان به: آقا علی‌اکبر خان ، میرزا حسینقلی موسی معروفی ، حسینه نجف آفرین ، علینقی وزیری حسین گل‌گلاب ، درویش خان یا غلامحسین درویش اشاره کرد.

 

 

 

نظرات بازدیدکنندگان