اصطلاحات موسیقی (آموزش موسیقی)

اصطلاحات موسیقی (آموزش موسیقی)

مفاهیم و واژه های مصطلح و رایج در موسیقی ایرانی :

 دستگاه : (سیستم ،  سازمان)

 دستگاه ایرانی همتای راگای هندی یا مقام در موسیقی ترکی- عربی   تلقی شده است که در عبارت شناسی غربی به مد (mode) ترجمه می شود . اما هیچ کس از آنها مفهوم یک دستگاه را به درستی شهر نمی دهند .  در حقیقت در مفهوم دستگاه دو نظر جدا از هم لحاظ می شود .

 اول آن که دستگاه به عنوان یک سری قطعاتی است که به طور سنتی با هم جمع گشته اند و  بیشتر آنها مقام مخصوص به خود را دارا می باشد .  دیگران که دستگاه به عنوان مشخصه آن مقامی است که در قطعه نخستین در هر یک از گروه ها معرفی می گردد . این مقام موقعیتی برجسته دارد به گونه ای که متناوباً در سراسر اجرای قطعات مختلفی که در یک گروه جمعاً از طریق انگاره‌های ملودیک که فرود نامیده می شوند به آن برگشت داده می شود .

 اکثر موسیقی دانان ایرانی بر این عقیده هستند که به عنوان دستگاه فقط برای حفظ سیستم مقامی شور ، سه گاه، چهارگاه ، همایون ، نوا ،  راست پنجگاه ،  ماهور به کار می رود . ابوعطا ،  بیات ترک (بیات زند) ،  دشتی و افشاری از شور مشتق می شوند و بیات اصفهان از همایون مجتبی شده است که به آنها دستگاه نگفته بلکه به نام عمومی آواز مشخص می‌شوند .

 علی نقی وزیری ،  ۷۵ سال پیش با سنت رایج زمان مخالفت کرد . نظر او بر این بود که دستگاه بایستی به ۵ تا از مجموعه ها گفته شود نه  ۷ مجموعه .

 ایشان بر این باور بود که نوا از شور مشتق می شود و راست پنجگاه از ماهور علاوه بر آن به جای اصطلاح آواز از نغمه ( دستگاه اشتقاقی )  استفاده می نمود .

 ردیف :

ردیف در موسیقی چیست ؟

 قطعاتی که تمامی موسیقی سنتی ایران را شکل می‌دهد ،  همگی با هم به عنوان ردیف موسیقی شناخته شده اند.  ین ردیف مجموعه‌ای از قطعات کاملاً مشخص شده نیست بلکه به‌عنوان انگاره‌های ملودیک است که بر مبنای آنها به دادگاه سازی ها انجام می گیرد . یک قطعه واحد هرگز در دو بار اجرا ( حتی در همان روز و از همان نوازنده ) کاملاً یکسان به آوایش در نمی آید .  همین شیوه باعث ایجاد مشخصه‌های برای قطع خواهد بود .  عملاً در اجرا و نه حتی در تدریس جزء  جزء اساسی فرا گرفته نمی شود .

 واژه ردیف به قطعاتی که هر یک از ۱۲ دستگاه را شکل می‌دهد نیز گفته می شود .  برای مثال ردیف شور ،  شامل همه قطعاتی است که در دستگاه شور قرار دارند .  از جمله درآمد ،  گوشه ها و تکه های مخصوص مجموعه که دستگاه شور خوانده می شود .

 گوشه :

گوشه در موسیقی چیست ؟

 گوشه عنوانی است عمومی که برای قطعات مشخصی به غیر از فرود که رپرتوار یک دستگاه را می سازند به کار می رود .  از آن جایی که توان و اهمیت گوشه ها با هم بسیار فرق دارند و نیز از آنجا که عنوانی مجزا برای گوش های کوچک و کم اهمیت که اغلب در اجرای دستگاه‌ها منظور نمی‌گردند وجود ندارند ،  اصطلاح تکه را برای این گوشه خفیف به کار می برند .

 درآمد :

درآمد در اصطلاح موسیقی

 درامد قطعه یا گروهی از قطعات در یک مقام یکسان است که توسط آنها دستگاه آغاز می گردد .

 درآمد مهمترین بخش نمادی و نمونه دستگاه به شمار می آید و معرف مقام و پایه اصلی دستگاه است .  روش ها و تکنیک هایی که در تعاقب آن می آیند ، اغلب مقام و مایعی جدا داشته و همچنین دارای نامهای مشخص کننده خود هستند .  بنابراین هویت هر دستگاه در درآمد آن ظاهر می گردد .

 پیش درآمد :

پیش درآمد در اصطلاح موسیقی 

 پیش درآمد قطعه ای است ضربی که قبل از شروع درآمد می آید و به همین دلیل به آن پیش درآمد گفته می شود .

 در موسیقی فرهنگی به چنین فرمی " اورتور یا مقدمه " می گویند ..  ضرب پیش درآمد اکثراً آهسته است و بعضی از صفاتی چون مختاری و شهنازی پیش درآمد هایی با ضرب تندتر نیز ساخته اند.  رفتن به گوشه های اصلی ،  بیرون آمدن به موقع ،  و در هم تنیدن ریتم ،  از مشخصات عمده پیش درآمد محسوب می شود .  پیش درآمد قبل از آن ساخته شده و به همین دلیل با ضرب نوازی تفاوت دارد .  در موسیقی قدیم ایران ،  از این فرم زیاد استفاده شده و در بعضی کشورهای همجوار به آن به " شرف یا پشرف " اطلاق می شود که احتمالاً مخفف "  پیش از رفتن "  یا "  پیش از وارد شدن به قطعه اصلی " است . 

 در حاشیه های ردیف قدما ،  قطعاتی به فرم پیش درآمد وجود دارد که می توان از ضرب ای فرح ،  نستاری ،  ضرب اصول و ضرب حربی نام برد .  حتی بعضی از قطعات ردیف که به نام " رنگ " از آنها یاد شده مانند " رنگ فرح " از این دست محسوب می شوند .

 تاریخ سازندگی پیش درآمد :

 بعضی ها تصور می کنند ما تا قبل از درویش خان و رکن الدین پیش درآمد نداشتیم و این فرم از موسیقی ایرانی را این دو استاد ابداع کرده‌اند . باید تذکر داد که در همان زمان نیز این بحث در میان موسیقیدانان ای همچون میرزا عبدالله و میرزا حسینقلی طرح شده بود .

 گفته میرزا حسینقلی به نقل از استاد دوامی :

" پیش درآمد نوعی ضربی نوازی است سابقه طولانی برخوردار است و اگر نوازنده ، آواز ها را به صورت ضربی بنوازد، یک پیش درآمد است . "

 هنگامی که اولین بار میرزا حسینقلی پیش درآمد درویش را شنید و متوجه شد اهل فن اعتباری بیش از حد به ساخت این گونه قطعات داده‌اند ،  خود در بداهه پردازی های شان با ضربی نمودن آواز ها نشان داد که این فرم ابداع جدیدی در موسیقی ایرانی نیست .

 همواره فکر نوع از انسان هایی ساخته است که قدرت خلاقیت و سازندگی دارند و درویش یکی از بارزترین و معتبرترین هنرمندان دوره دوران قاجار است . او با استفاده از سابقه این هنر در ایران و کشورهای همجوار و با بکارگیری درست نغمات ردیف و ریتم های آن به این فرم حضور قوام تازه داد و دوباره آن را زنده نمود . هنوز سنت هایی هستند که میشود آنها را به کار گرفت و تعالی مجدد بخشید .

نامگذاری پیش درآمد :

 گفته استاد نورعلی برومند به محمدرضا لطفی :

 "  در میان اهل فن همواره با بحث بر سر این که چه نامی برای قطعات جدید گذارده شود  ، باز بود . با مشورت های که با دیگر موسیقیدانان و ادب باشد نام " پیش درآمد " بهترین و کاملترین معنی را دارا بود ."

 پیش درآمد باید قبل از درآمد دستگاه یا آواز بیاید . میشود بیشتر آمدهایی ساخت که مثلاً قبل از گوشه مخالف سه گاه یاد دلکش ماهور قرار گیرد.

 نمونه های پیش درآمد سازی :

 در اواخر قاجار پیش درآمد سازی هنری نو بود .  افراد با سلیقه های مختلف سعی می کردند تا به این فرم جدید شکل و قوام یافته های بدهند . اگر به پیش درآمد های قدما مانند : علی اکبر خان شهنازی ، نی داوود ها ، مرتضی و رضا محجوبی ،  درویش خان نگاه کنیم تفاوت آنها را به خوبی  شاهد خواهیم بود . تاکنون تنها رساله آقای جلال  ذوالفنون  نکات جالبی از این فرم را نشان می دهد .

مد گردی :

 نکته بسیار مهمی که در فرم پیش درآمد قابل ذکر است پرده گردانی به گوشه های مهم آن ردیف است این تکنیک باید نرم و یکدست انجام شود که آزار دهنده برای گوش شنونده نباشد و همچنین با منطق پرده گردانی ردیف مغایر نباشد .   برای این مدل گردی باید با وسواس زیادی انتخاب گوشه ها انجام شود و تلاش گردد در پیوندی زیبا برای وصل این مد گردی یعنی اتصال گوشه ها پیدا شود ، در اختیار آهنگساز سنتی و شیوه بیان است .  اما باید به ظرفیت و وسعت ساختمانی مقام توجه کرد . پیش درآمد ،  یک قطعه سازی است با ریتم ثابت و تصنیف شده است که اغلب در آغاز یک دستگاه اجرا می شود . ساختن پیش درامد در قرن بیستم و کلاً به منظوره گروه نوازی پدید آمده است .

 چهار مضراب :

چهار مضراب در موسیقی چیست ؟

 یک قطعه سازی تک نوازی به سبک اتود اروپایی که تمپو یعنی سرعت سریع با ضرب دوتایی یعنی ضربه ساده ۲/۴ یا مرکب  ۸/ ۶ داشته باشد را چهار مضراب میگویند.

 بعضی از چهارمضراب های قدیمی وجود دارد . اما در  قرن بیستم این فرم بسیار مورد علاقه و توجه قرار گرفت و قطعات زیادی در این سبک با دستگاه ها و گوشه های مختلف ساخته شده است . در دوران معاصر نوازندگان خیلی مشتاقند تا برای ارائه مهارت و تند نوازی خود در هر اجرایی چهار مضراب را داشته باشند.

  ضربی :

 یک قطعه کوتاه سازی یا آوازی یا یک پاساژ که به صورت بداهه سرایی در اجرایی انجام می شود ولی ضربه آزاد نداشته باشد و با الگوهای ثابت ریتمیک مانند دو ضربی سه ضربی چهار ضربی تنظیم شود، عموماً ضربی گفته می شود . تکه های ریتمیک نیز در این طبقه بندی قرار دارند .

 ضرب نوازی یا ضربی خوانی بیشتر هنر بداهه پردازی است و قطعاً پیش ساخته محسوب می شود .همان طور که از نامش پیداست باید بر پایه ریتمیک باشد.

 ضربی خوانی به دلیل بداهه بودنش تسلط بسیار زیادی می خواهد . اگر ضربه خواننده یا نوازنده کمی ضعیف باشد این هنر پیشرفت نخواهد کرد تا اواخر دوران قاجار و اواسط دوران رضا شاه هنوز افرادی مانند رضا روانبخش حسین تهرانی و همدانیان با کیفیت های مختلف به این هنر اعتبار جدیدی دادند ضربی خوانی بیشتر هنر تنبک نوازان بود که به ضرب مسلط بودند و با صدای دو دانگ به این کار مبادرت می ورزیدند. همچون : حاجی خان و عبدالله خان دوامی .

 فرم ضربی خوانی :

 این فرم بیشتر روی مقامات  ت میانی در بین راه دستگاه خوانی صورت می گرفت و در ابتدای آواز معمول نبود. شاید به خاطر ظرفیت اندک بعضی از گوشه ها ، ضربی خوانی به وسعت گوشه ها می‌افزود  .

 به مرور زمان ، در اثر تکامل ضربی خوانی به هنر بسیار ظریفی مبدل شد و به شیوه های متفاوتی تقسیم گردید ، استفاده از ضرب های پیچیده و خرد کردن آن در پایه های گوناگون ، گاهی کار نوازنده را بسیار مشکل می کرد .

 اصولاً ضربی خوانی هنری بود که خوانندگان رسمی به آن علاقه ای نشان می دادند و آن را برای شخصیت شان کوچک می‌شمردند این فرم بیشتر در دست نوازندگان و خوانندگان ضرب نوازی یهود و مطرب های روحوضی بود .

 رنگ :

 یک قطعه سازی در میزان دو ضربی سه ضربی و در سرعتی نسبتاً سریع ( تمپو )  باشد را رنگ می گویند . رنگ قطعه سازی برای رقص می باشد ولی ضرورت رقصیدن در آن وجود ندارد.  تعدادی رنگ قدیمی از قرن ۱۹ یا قبل از آن وجود دارد. اما در قرن بیستم رنگ‌های بسیاری توسط آهنگسازان ساخته شده است .به این رنگ و پیش درآمد شباهت های قابل توجهی وجود دارد .در حالی که در پیش درآمد یک قطعه سازی آغاز این است اما رنگ یک قطعه سازی است که به واسطه آن معمولاً اجرای دستگاه به پایان می رسد.

 همانگونه که از نامش پیداست انسان را به رقص وامیدارد. ردیف موسیقی ایرانی همه این رنگ‌ها در فرم بلندی به نام( شهر آشوب) گرد آمده اند.

 ساختمان بندی شهر آشوب به طوری است که با فرم رقص کلاسیک دوران قاجار هماهنگی داشته باشد. فرازهای شهرآشوب همواره قطع شده و محل انفصال رقص و فرمهای آن است. هر فراز شهر آشوب برای نوعی از رقص درست شده و به همین خاطر شهرآشوب با یک ریتم یعنی با یک سرعت اجرا نمی شود. ابتدای آن آرام و رفته رفته تند و کند می شود.

 رنگ های ردیفی یا شهر آشوب ها و ضربی هایش ، همچون حربی که نوعی رقص جنگ می باشد ، رنگ یک چوبه که رقص چوبی است که با آن قوچانیان و قشقاییان می رقصیدند ، که هنوز هم با همین نام در بین مردم ایران وجود دارد، از محتوای بسیار خوبی برخوردارند و همین محتوا باعث می شود خود را از رنگ های بازاری که نوع شرف آن متفاوت است جدا کنند.

 در اواخر دوران قاجار که فرم های پیش ساخته از اهمیت خاصی برخوردار شد و کسانی همچون نی داوود و درویش و شهنازی به ساخت این گونه رنگ ها مبادرت ورزیدند و این فرم بسیار زیبا را به صورت هنری تکامل بخشیدن . رنگ‌های این اساتید به معنویت موسیقی کمک شایانی کرده و سماع عرفانی را تقویت می کند. البته قرض شادمانی سطحی نیست که آن نیز باید در موسیقی ایرانی جایی داشته باشد.

 فرم تصنیف :

  این فرم یکی از ساختارهای قدیمی میباشد . اولین تصمیم های روستایی با اشعاری بسیار ساده و کوتاه کتاب شهر کهن فارسی است و سیلابیک می باشد که هنوز در میان مردم رایج است .

 نمونه هایی از این اشعار :

"  بارون میاد شرشر

 پشت خونه ی هاجر

 هاجر عروسی داره

 دم خروسی داره ."

--------------------------------------------

"  خورشید خانوم آفتاب کن 

 یک من برنج و پرآب کن

 ما بچه های گرگیم

 از گشنگی بمردیم ."

  پایه تصنیف های هنری تردر این نمونه از اشعار که از بقایای اوزان کهن شهری شعر پارسی است طرح ریزی  شده است.

 ملک الشعرای بهار در این مورد چنین می فرماید :

" اساتید شعر دری یا شعرای خراسانی به هیچ وجه گرد سراییدن فهلویات نگشته و از آن دوری کرده اند و به گفتن رباعی پرداخته‌اند"

 گروهی بر این عقیده هستند که اوزان تصنیف های ایرانی ریشه که نداشته و از شعر عرب اقتباس نشده است مثلاً " بنونیست" ایران شناس مشهور ، ترانه های عامیانه را از بقایای شعر هجایی ایران ساسانیان می داند.

 زایش این گونه اشعار همواره با موسیقی در یک زمان صورت پذیرفته و نمی‌شود خلق یکی را بر دیگری رجحان داد .

 در این گونه های زیادی از تصانیف و ترانه ها وجود دارد که می توان آن را به صورت زیر خلاصه نمود :

1- ترانه های روستایی

2- ترانه های شهری

3- ترانه های ایالتی

4- ترانه های رسمی

 تصنیف یکی از فرم هایی است که در بستر فرهنگ رسمی یا هنری ایران زمین رشد کرده است .  یکی از بارزترین مشخصه های آن" تصنیف کردن" (ساختن) آن است .

 شاید به همین دلیل مشابه گرفتن واژه" ترانگ" یا ترانه- که سازندگان آن معلوم نیست و شخص به خصوصی آن را تصویب نکرده و توده‌های مردم بر پایه نیازهای شان آن را به وجود آورده اند با " تصنیف "زیاد درست نباشد .

  تصنیف چیست:

  یک قطعه با کلام که توسط موسیقیدان ساخته می شود را تصنیف می گویند .با اینکه در تصنیف از قافیه استفاده می شود اما در قید آن می‌ماند و بیشتر تابع وزن بوده و بیشتر به هماهنگی کلمات و پستی و بلندی جملات موسیقی توجه دارد .

 با اینکه در گذشته شعر و موسیقی تصنیف را نوازنده می‌ساخت و خود آن را اجرا می‌کرد اما این فوم در اثر تخصصی شدن بیشتر موسیقی در سالیان اخیر متوقف گردید ، اما نوع بسیار عالی آن همان شیوه کهن آن است که موسیقیدان خود شاعر باشد .

 به همین خاطر به این افراد تصنیف سرا میگفتند و غرض همین است که مانند : عارف قزوینی و علی اکبر شیدا.

 تصمیم‌سازی پیشه موسیقیدانان بود و شاعران. شاعرانی بودند که ساز نیز می‌زدند و خودت ثانی فیلمی ساخته اند اما این جریان به سنت محکمی مبدل نشد.

 اگر به وزن اشعار تصنیف توجه کنیم و ندانیم که این یک تصنیف است ظاهراً خیلی شبیه شعر نو فعلی ایران می شود.

 فرم کلاسیک تصنیف :

 با توجه به اوزان عروضی شعر فارسی و نزدیکی اش به ادوار موسیقی ، مشابهت زیادی بین فرم شعر کلاسیک و تصنیف وجود دارد. مثلاً در تصنیف های قدیمی موسیقی دان که یک بیت شعر شعرای ایران را تضمین کارش قرار می داد و پس از آن قافیه را رها می کرد .

 گاهی نیز از ابتدا تصنیف سرا خود وزنی را از بحور شعر فارسی انتخاب می کرد و مصرع اول یا دوم را خود می سرود و به هنگام تنگ آمدن قافیه آن را رها می کرد تا زیبایی موسیقی لطمه نبیند.

  در بخش آزاد امکان این به تصمیمی سرا داده می‌شد که ملودی‌های زیباتری بیافریند . استفاده از جانم ،امان، خدا، دلم و نظایر آن ضرورت هایی بود برای احساس ورزی بیشتر و تنوع وزن و جا انداختن آن در پایه یا متر تسنیم که گاهی بسیار پیچیده می شد.

 ضرب ها و ادواری که در تصنیف انتخاب می‌شوند اکثراً باید روان و ساده باشند .  محور موسیقی تصنیف بیشتر بر پایه چند بحر معروف غزل های فارسی است  .

همچون (فاعلاتن ، فاعلاتن ، فاعلاتن) و یا(مستفعلن ،مستفعلن،مستفعلن) و یا(فعولن ،فعولن ،فعولن ،فعول)

 تصنیف های شاد همواره در بحور کوتاه و مقطع، و تصنیف های سنگین و جدی تر در بحور بلند تر استفاده می شوند.

 تصنیف یک آواز ساخته شده با وزن آهسته است. تصنیف نیز مانند فرم های آهنگسازی، از پدیده های نسبتاً اخیر است و از دستاوردهای استادان مشهور است.

 طی دو دهه اول قرن بیستم، تصنیف های بسیاری خلق شد که بیشتر آنها روی اشعار میهن دوستی ساخته شده است، حال و هوای مشروطه خواهی را منعکس می نمودند.

 تصنیف هایی که طی سال های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ ساخته شده است ،اغلب دارای مضمون عاشقانه بود  و از اشعار شاعران کلاسیک استفاده می گردید. بعد از جنگ جهانی دوم متون شعری رفته‌رفته سبک تر شده آواز های عامیانه غربی تصنیف را تحت تاثیر قرار داد، این نوع جدید تصنیف عموماً ترانه نامیده می شد.

مقام :

(قبل از پدید آمدن سیستم ۱۲ دستگاهی ، موسیقی سنتی تحت عنوان مقام‌های مختلف شناخته می شد. کشورهای عربی زبان و ترکیه،(جمع عربی مقام) هنوز از اساس موسیقی کلاسیک آن‌ها است .

 آنچه مفهوم مقام را در موسیقی ایرانی بهتر ارائه می کند مایه می باشد. مایه واژه ای است که در دوران معاصر مصطلح گردیده و مفهوم جامع مقام را بهتر بیان می نماید.

 هر چند باید اضافه کرد که واژه مقام، به کلی از واژگان موسیقی ای ایران رخت برنبسته است ، حتی بعد از آنکه واژه مدت نیز به کار گرفته شد.

 هر سه واژه مایه ، مد و مقام را می توان با مفاهیم کم و بیش یکسان به کار برد.

  پدیده دستگاه ساخته شده از ،مقاامات هفتگانه اصلی هر یک به نوبه خود سرسلسله مجموعه مجموعه‌ای از مقامات فرعی موجود در موسیقی سنتی می باشد.

  و هم چنین پدیده ردیف از این مقامات فرعی از الگوی مقامات اصلی و ارتباطشان با مقام مادر( راست )پیروی کرده یک به یک بر درجات مقام سر دستگاه درجه فرآزین (اکتاو) آن تشکیل می شود .

 شرط گزینش این مقامات فرعی آن است که در فرود نهایی خود به مقام سر دستگاه فرود کرده بر شاهد آن قرار گیرند و به عبارت دیگر دانگهای شان با دانگهای مقام سر دستگاه پیوند پذیر باشد.

 این مقامات به نسبت ارتباطشان با مقام پایه بر دو نوع هستند :

  •  ۱- مقامات اشتقاقی
  •  ۲- مقامات پیوندی
  •   ۱- مقامات اشتقاقی :

مقامات اشتقاقی با مقام پایه در یک پرده بندی قرار دارند  رهبری یکی از درجات دانگ دوم مقام سر دستگاه تشکیل میشوند. و لذا بدون تغییر فواصل و تنها با شاهد قرار دادن یکی از درجات دانگ دوم از مقام سر دستگاه مشتق می شوند. مانند چکاوک در همایون، داد در ماهور و..... در تشکیل مقامات اشتقاقی، فرود و بازگشت به مقام پای و شاهد آن بلا واسطه انجام پذیر و تنها تغییر درجه کافی است .

۲- مقامات پیوندی :

کاملا مستقل اند و به پرده بندی دیگری تعلق تعلق دارند (دارای فواصلی غیر از فواصل مقام سر دستگاه هستند ). و خارج از دانگ دوم مقام سر دستگاه تشکیل میشوند و لذا توسط پیوند با دانگ پایه یعنی همان سر دستگاه یا با یکی از دانگ های مقامات اشتقاقی به آن راه می یابند باید توجه داشت که در تشکیل مقامات پیوندی دانگ اول مقام سر دستگاه دخیل نمی باشد همچون مقام شکسته در ماهور که برای فرود به سر دستگاه از دانگ اول مقام( فیلی )بهره جسته بر شاهد آن قرار می گیرد

.

 از آن‌جا که مقام (فیلی) و( شکسته) درصدای شاهد مشترکن به سهولت می توان از شکسته به مقام فیلی رفت و از آن طریق توسط دانگ اول فیلی برابر با دانگ دوم مقام سر دستگاه به ماهور فرود کرد.

 همینطور برای فرود از مقام دلکشت به مقام ماهور نخست از طریق شاهد و دانگ اول مشترکی که  از طریق شاهد و دانگ دوم مشترک مقام شکسته و فیلی به دانگ اول فیلی راه یافته به مقام سر دستگاه فرود می کنیم.

 آغاز :

  آغاز به نتی گفته می شود که روی آن معمولاً بداهه سازی در یک مقام شروع شود  که آن را به اختصار با " A "  نشان می دهند .

 آغاز درجه است که قطعه با آن شروع می شود. این درجه سیر حرکت ملودی را در ابتدای قطعه تعیین میکند .

 یک گوشه یا دستگاه یا آواز می تواند درجه های آغاز مختلفی داشته باشد .

 خاتمه :

 این واژه را به جای تونیک به کار برده‌اند. زیرا تونیک ارتباط مستقیمی با سیستم هارمونی که موسیقی غربی دارد و به کاربردن آن می تواند گمراه کننده باشد نت پایان وقفه و خاتمه را نشان می دهد، یعنی فینال قطعه.

  ایست :

 در برخی از مقام ها ، به غیر از نت فینال ، نت ای به عنوان خاتمه برای جمله ها و موقعیت هایی به غیر از فرود نهایی به کار می رود که به این نت  ، نت ایست می گوییم ، که آن را به اختصار با " I "  نشان می دهند .

 در تعریف یا لااقل توضیح نکته ای است نظرات بسیاری آورده شده است.  آنچه که اغلب در آن متفق القول هستند عبارت است از :  صدایی است که گوشه ها در انتها بر آن توقف می‌کنند یا نتی که ملودی در خاتمه بر آن می ایستد . در بعضی از مقام ها صدای شاهد و رئیس یکی است یعنی ملودی در خاتمه بر آن قرار می گیرد و در بعضی دیگر ملودی بر صدایی که معمولاً سه درجه پایین تر از شاهد قرار دارد فرود می آید که به این صدا ایست می گویند .

 اما نکته دیگری که می توان به شرح بالا اضافه کرد این است که هرگاه به انگاره مقامات اصلی و آوازهای آن نگاهی بیاندازیم متوجه می شویم که هیچ یک از مقاماتی که بر درجات دانگ نخست (راست )تشکیل می شوند دارای صدای ایست نیستند و گوشه های مقامات گفته شده همگی نهایتاً بر صدای شاهد ختم می شوند. و بالعکس مقاماتی که بر دو دانگ الحاقی یعنی شوشتری و نوا تشکیل میشوند . اکثراً دارای صدای ایستی مستقل از شاهد هستند.

 شاهد :

 آن نتی که نقش برجسته و آشکاری دارد که هم می‌تواند فینال باشد و هم فینال نباشد ، در بیشتر مقام‌های ایرانی شاهد گفته می شود . شاهد صدای محوری مقام است و دانگ ها حول آن بنا می شوند . طنین و تکرار مداوم آن در ملودی سبب ایجاد یک صدای زمینه می‌شود که واخان نام دارد . سازها در جهت تقویت این صدا کوک می شوند. حتی مقام وجه تسمیه خود را از این صدا می یابد زیرا غرض از آن ساختاری است که از تایید و ایستادن بر یک صدای محور به وجود می آید .

شاهد درجه ای است که بیش از همه درجه ها بر آن تاکید می‌شود این درجه نقش محوری دارد و به نظر می رسد که مسیر ملودی به سوی آن گرایش دارد اغلب مقامها فقط یک شاهد دارند اما مقام‌های دارای دو شاهد نیز وجود دارند .

  

 متغیر :

 در بعضی از مقام های ایرانی ، یکی از نت های پیوسته  در دو فرم متفاوت ظاهر می شود . برای مثال mi  بکار  و mi کمی بمل شده ، چنین نتی متغیر نام دارد .

 متغیر درجه ای است که از نظر زیر و بمی در طی قطعه تغییر می کند . این تغییر تابع جاذبه درجه های مجاور آن است . به این معنی که ، در حرکات بالا رونده و پایین رونده ، برای این که این درجه به درجه بعد از آن نزدیک شود آن را تغییر می دهند .

 فرود:

 ورود یک کادانس ملودیک با الگوی و  تقریباً ثابتی است که در بداهه سازی دستخوش تغییر می شود.  نقش فرود در یک دستگاه که ممکن است چندین الگو داشته باشد بسیار مهم است . آن عاملی که همه تکه ها و گوشه ها را به هم وصل می کند و پیوند می دهد فرود می باشد .  بیشترین قطعه ها از نظر مقام مستقل هستند اما ختم آنها به وسیله فرود می باشد. وابستگی آنها را به مقام اصلی که در بخش درآمد آن دستگاه معرفی شده نشان می دهد.

 اوج :

 رویه سنتی برای پی آیی و توالی گوشه ها در یک دستگاه ، منوط به حرکت تدریجی از گستره صدایی بم تر به گستره زیر تر میباشد . لذا درآمد معمولاً در گستره بم آواز یا ساز ظاهر می گردد . گوشه های مختلف دستگاه آنگونه در پی یکدیگر قرار می‌گیرند که موجب خیزانی حرکت صوتی می باشند . معمولاً آخرین گوش ها در زیر ترین گستره قرار داده شده و به دستگاه را نشان می‌دهند .

نظرات بازدیدکنندگان